تبلیغات |
انفجار سکوت
درون سینه ی من سکوت در انتظار انفجار است
|
سلام به دوستای مهربونم امیدوارم حاله همتون خوب باشه خب من یه مدتی نبودم و قراره باز یه ماهه دیگه نباشم الآنم از کامپیوتر دریاجون اومدم یه یاد آور تاریخ بذارم واسه خودم 13 بذر که رفتیم بیرون 8اردیبهشت که عروسی خالم بود ترکوندیم بعدم که امتحان پشت امتحان همین دیگه الانم که اینجام بعدم از دوم خرداد امتحانا شروع میشه تا آخرش بعدم که واسه خالمینا دعا کنید زندگی خوبی داشته باشن واسه خودمم دعا کنید که بتونم رشته ی مناسب انتخاب کنم آخه بین کامپیوتر و معماری گیر کردم بعدم واسه کامپوترم دعا کنید شفا بگیره ممنونتون میشم خدافس
سلام دوستان عزیز می خواستم اطلاع بدم ک ملیکا به علتی یک مدتی نمی تونه بیاد. در ضمن ملیکا هیچوقت دوستانش رو فراموش نمیکنه اگه کاری باهاش داشتید می تونید بیاید وبم وبه من خبر بدید تا من بهش بگم. zinat.blogsky.com بدورد تادرودی دیگر با ملیکای عزیز ![]() یه روز یه باغِبونی یه مرد آسمونی نهالی کاشت میون باغچه مهربونی می گفت سفر که رفتم یه روز و روزگاری این بوته ی یاس من می مونه یادگاری هر روز غروب عطر یاس تو کوچه ها می پیچید میون کوچه باغا بوی خدا می پیچید هر روز غروب عطر یاس تو کوچه ها می پیچید میون کوچه باغا بوی خدا می پیچید اونایی که نداشتن از خوبیا نشونه دیدن که خوبیه یاس باعث زشتیشونه عابرای بی احساس پا گذاشتن روی یاس ساقه هاشو شکستن آدمای ناسپاس یاس جوون برگمون تکیه زدش به دیوار خواست بزنه جوونه اما سر اومد بهار یه باغبون دیگه شبونه یاس و برداشت پنهون ز نامحرما تو باغ دیگه ای کاشت هزار ساله کوچه ها پر میشه از عطر یاس اما مکان اون گل مونده هنوز ناشناس هزار ساله کوچه ها پر میشه از عطر یاس اما مکان اون گل مونده هنوز ناشناس
شادمهر عقیلی بچه که بودیم بستنیمان را گاز می زدند قیامت به پا می کردیم! چه بیهوده بزرگ شدیم... روحمان را گاز می زنند می خندیم! عشق من،با تو می مونم عزیزم غصه نخور قدر تو رو می دونم دوتا دستاتو تو دست بگیرم بگم عزیزم از عشقت دارم میمیرم یه حسی به تو من دارم هر شب از فکر تو بیدارم بدون که جات روی چشمامه تو وجودت همه ی دنیامه به تو رسیدم،من عشقو دیدم به خدا عشقت رو از دست نمیدم چقدر قشنگه این حسِ دیدار دست خودم نیست عاشق شدم انگار عشق من بی تو میمیرم عزیزم بدونِ تو راهی رو نمیرم به عشق تو من اسیرم عزیزم بذار تو رو تو آغوش بگیرم هر جا میرم به تو بر می گردم عزیزم خودم دورت می گردم بدون که به تو عادت کردم روی عشق تو حساب کردم به تو رسیدم من عشقو دیدم به خدا عشقت رو از دست نمی دم چقدر قشنگه این حسِ دیدار دست خودم نیست عاشق شدم انگار
آرمین هاشمی چقدر دلم هوایت را می کند... حالا که دیگر هوایم را نداری...! وقتی خدا حافظی می کنیم چه انرژی عظیمی می خواهد کنترل اولین قطره اشک برای نچکیدن... سراغم را نمی گیری،چه شد افتادم از چشمت؟ منم فانوس لبخندت غرورت،گریه ات،خشمت! اسیرم،خسته ام،سیرم مرا دریاب!میمیرم! هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا،دوست جدا می شکند بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا می شکند؟ حسادت نکن...! این که بعد از تو در بر گرفته ام... زانوی غم است! |
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |