تبلیغات
^ـ^ انفجـــار سکـــوت ^ـ^ - بس کن ای دیوانه دل

^ـ^ انفجـــار سکـــوت ^ـ^

منو تنهاییه خوبم :)))

بس کن ای دیوانه دل،زین جانگداز افسانه امشب

ورنه بیرون آرمت از سینه،ای دیوانه امشب

از برای شمع بزم دیگران بس کن بهانه

ورنه خود یکباره خواهم سوخت چون پروانه امشب

نیستی و هستی امشب فرق چندانی ندارد

احتیاطی کن که بر می گردم از میخانه امشب

بعد از اینت داغ آن پیمان شکن کمتر بسوزد

عهد و پیمان ابد بستیم با پیمانه امشب

چند می گوئی که بی جانانه می لطفی ندارد

هیچ می دانی کجا می می خورد جانانه امشب؟

او به رقص و باده خواری هر شب و من بی قراری

همتی کن کز وفا گردی چو او بیگانه امشب

از جنون بس کن،عماد امشب بود مجنون تر از تو

بود اگر دیوانه هرشب،مست شد دیوانه امشب

ای قمر،دلکش بماند صوت دل دیوانه سازت

بر فلک بردی مرا با ناله مستانه امشب





طبقه بندی: اشعار عماد خراسانی،

[ چهارشنبه نوزدهم بهمنماه سال 1390 ] [ ساعت 21 و 30 دقیقه و 47 ثانیه ] [ ملیکا ]

[ هدیه دهید() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه