تبلیغات
^ـ^ انفجـــار سکـــوت ^ـ^ - افسانه

^ـ^ انفجـــار سکـــوت ^ـ^

منو تنهاییه خوبم :)))

آتشی کو که به یکباره بسوزد من و دل

تا شوم فارغ از این سوختن هردم خویش

شکر لله که ندیده چنین داغ کسی

می کنم جهد که هم با تو بگویم غم خویش

****

بوده تا بوده در او آتش افروخته ای

من ندانم که مگر دیر مغانبود این دل

همه گویند که دل آینه غیب نماست

وای،کآئینه دق،آفت جان بود این دل

****

گر بپرسی ز چه پروانه خود سوخته ام

شرمساری است مرا گر که جوابی دارم

ای که ترسی ز جنون بیهده این قصه مخوان

که خوش آغاز و بد انجام کتابی دارم

****

آخرین خواب اگر قصه ما ختم کند

آخر ای کهنه کتاب این همه افسانه ز چیست؟

یک شب از جلوه یک شعله چو می سوزندش

این همه نقش و نگار پر پروانه ز چیست؟





طبقه بندی: اشعار عماد خراسانی،

[ یکشنبه سی ام بهمنماه سال 1390 ] [ ساعت 21 و 29 دقیقه و 01 ثانیه ] [ ملیکا ]

[ هدیه دهید() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه