تبلیغات
^ـ^ انفجـــار سکـــوت ^ـ^ - قهر

^ـ^ انفجـــار سکـــوت ^ـ^

منو تنهاییه خوبم :)))

چندی است تند،می گذریم از کنار هم

ظاهر خموش و سرد،و نهان بی قرار هم

رخسار خود بیه سیلی می سرخ کرده ایم

چون لاله ایم هر دو به دل داغدار هم

او را غرور حسن و مرا طبع سر بلند

دیری است واگذاشته در انتظار هم

غافل به هم چو گاه فتد دیدگان ما

گوییم حال دیده شب زنده دار هم

جانا،بیا مخواه جدایی جسم و جان

دانم که هر دوایم ز جان خواستار هم

چشم من و تو راز نهان فاش می کند

تا کی نهان کنیم غم آشکار هم

ای کاش آن کسان که بهشت آرزو کنند

عاشق شوند و با مه خود گفت و گو کنند

 

میخانه ای دگر نبود بهر ما بیا

از بهر خود بیا نه برای خدا بیا

مست همیم ما و نباشد جز آشتی

ما را رهی،بیا و ز راه صفا بیا

ذرات من برای تو فریاد می کشند

دانم تو هم به درد منی مبتلا بیا

ای آرزوی من،برسان خود به آرزو

تا درد خود دوا بکنی ای دوا بیا

گفتند میل صحبت یاران نمی کنی

ای جان من فدای تو و آن وفا بیا

از نام من به چشم تو رخشیده برق اشک

ای خاک پات چشم مرا توتیا بیا

بازآ که قهر عاشق و معشوق بشکنیم

بازآ که جام عشق و جوانی بهم زنیم

 

فصل گل است خیز که با هم صفا کنیم

حق بهار و عشق و جوانی ادا کنیم

جامی دو،می زنیم حکیمانه به پای بید

آنگاه عاشقانه ز هم شکوه ها کنیم

گیرم گناه از من و گیرم خطا از تو

کوته به بوسه عاقبت این ماجرا کنیم

ای چهره ات حقیقت افسانه بهشت

باز آی تا تفرج صنع خدا کنیم

قهر من و تو،فصل گل و مل بود شگفت

ای گل بیا که چون و چرا ها رها کنیم

دنیا وفا ندارد و ایام اعتبار

عاشق نئیم و رند به خود گر جفا کنیم

فصل بهار می گذرد ای بهار من

باز آ که سوخت صبر و قرار من





طبقه بندی: اشعار عماد خراسانی،

[ دوشنبه هشتم اسفندماه سال 1390 ] [ ساعت 22 و 11 دقیقه و 51 ثانیه ] [ ملیکا ]

[ هدیه دهید() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه